برچسب:, :: :: نويسنده : ایمان شهریاری
ای داد دوباره کار دل مشکل شد نتوان ز حال دل غافل شد عشقی که به چند خون دل حاصل شد پامال سبکسران سنگین دل شد . . . زندگی سخت است تو آسان بگیر زندگی درد است تو درمان بگیر زندگی مار است تو جانش بگیر زندگی جام است تو کامش بگیر . . . . . . ادامه مطلب ...
برچسب:, :: :: نويسنده : ایمان شهریاری
یه جهان قاصدک ناز به راحت باشد بوی گل ، نذر قشنگی نگاهت باشد خداوند شب و روز تمام لحظات پشت و پناه تو عزیزم باشد . . . دلتنگی عین یه جای شکستگی روی عینک آدمه هر جا نگاه می کنی می بینیش . . . من آن ابرم که بارانش تو هستی / همان یوسف که کنعانش تو هستی مسافر میشوم تا آخر عمر / در آن راهی که پایانش تو هستی . . . . . . با یاد تو زندگی کردن چه کم خرج است ، نه خواب میخواهد ، نه خوراک ! . . . ادامه مطلب ...
برچسب:, :: :: نويسنده : ایمان شهریاری
هر دم به بهانه ای تو را یاد کنم / افسرده دلم به یاد تو شاد کنم بی تو دل من چو کلبه ای خاموش است / با یاد تو این خرابه آباد کنم . . . . . عاشق شدم و عشق مرا بد نام کرد / داروغه شنید و مرا زندان کرد در خلوت زندان به خود نالیدم / عاشق شود آنکس که مرا عاشق کرد . . . . . . عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگ / که به عمری نتوان دست در آثارش برد . . . . . ادامه مطلب ...
برچسب:, :: :: نويسنده : ایمان شهریاری
این روزها فهمیدن زبان مادری سخت شده است قبلتر ها وقتی می گفتند: دوستت دارم معنی فارسی اش ساده بود اما حالا “دوستت دارم” هزار معنی مختلف می دهد الا دوست داشتن . . . . . . طب مدرن طب سنتی طب سوزنی همه را امتحان کرده ام درد بی درمان است درد دوریت ! . .
از فکر من بگذر خیالت تخت باشد من می تواند بی تو هم خوشبخت باشد این من که با هر ضربه ای از پا در آمد تصمیم دارد بعد از این سرسخت باشد تصمیم دارد با خودش ،با کم بسازد . . . مسافرترین آدم دنیا هم دست خطی می خواهد که بنویسد برایش ” زود برگرد “ طاقت دوری ات را ندارم . . . . .
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم به نفسهای تو در سایه ی سنگین سکوت به سخنهای تو با لهجه ی شیرین سکوت . . . . . . فکر کنم به بوی عطر تو حساسیت دارم همین که در ذهنم می پیچد از چشم اشک می آید… . این روزها بدجور به توآغشته ام ام ، از صافی ردم کن و ببین که جز تو هیچم نمی ماند . . . . خـیـــلـــى بـــده احــســاس کــنــى مــثــل دارویــى فقط وقت نیاز ازت استفاده کنند . . . .
نقش یـــک درخــت خشک را در زنـدگی بازی میکـنم نمیـدانم که بایـد چشم انتظار بهار باشم یا هیزم شکن پـیــر… . . . ادامه مطلب ...
برچسب:, :: :: نويسنده : ایمان شهریاری
هرکس جای من بود ، می بُرید اما من هنوز می دوزم ، چشم امید به راه . . . . . . فراموش کردنت کار آسانی است کافی است دراز بکشم ، چشمهایم را ببندم و نفس نکشم ! . . . ادامه مطلب ... صفحه قبل 1 صفحه بعد ![]() |